جملات زیبا و جملات و شعرها ازکسان معروف
جملات زیبا و جملات و شعرها ازکسان معروف
|
|
گزیده ای از رباعیات خیام خیام 3
گزیده ای از رباعیات
خیام خیام ایـام زمـانه از کسی دارد ننگ کــو در غـم ایـام نـشیند دلتـنگ می خور تو در آبگینه با ناله چنگ ز آن پيش که آبگینه آید بر سنگ صبح است دمی بر می گلرنگ زنیم وین شیشه نام و ننگ بر سنگ زنیم دست از امل دراز خـود بـاز کشیم در زلف دراز و دامن چنگ زنیم من بی می ناب زيستن نـتـوانم بی باده کشید بار تن نـتـوانم من بنده آن دمم که ســاقی گـوید يک جام دگر بگیر و من نتوانم ادامه مطلب نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
گزیده ای از رباعیات خیام خیام 2 گزیده ای از رباعیات
خیام خیام بنگر ز جهان چه طرف بر بستم ؟ هیچ وز حاصل عمر چیست در دستم ؟ هیچ شـمع طـربم ولی چـو بنـشستم هیچ من جام جمم ولی چو بشکستم هیچ چون عمر بسر رسد چه بغداد و چه بلخ پیمانه چو پر شود چه شيرين و چه تلخ خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی از سـلخ بـغره آیــد از
غـره بـسلخ هـر گـه کـه بـنـفشه جامه در رنگ زند در دامـن گـل بـاد صبا
چـنگ زند هُشیار کـسی بــود کــه بــا
سیمبری می نوشد و جــام باده بـر سنگ
زند ادامه مطلب نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
گزیده ای از رباعیات خیام خیام گزیده ای از رباعیات
خیام خیام هر چند که رنگ و روی زيباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا معلوم نشد که
در طربخانه خاک نقاش ازل
بهر چه آراست مرا چون عهده نمی شود کسی
فردا را حـالی خوش دار اين دل پر سودا
را می نوش به ماهتاب ای ماه
که ما بـسيار بـــگردد و
نــيـابد ما را چون در گذرم به باده شویید مرا تلقين ز شراب ناب
گویید مرا خواهید به روز حشر یابید مرا از خاک در میکده
جوييد مرا ادامه مطلب نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
حکایتی از افلاطون افلاطون ابلهی را دید دست در گریبان عالِم زده. گفت:«اگر این عالِم دانا بودی، کار او با این نادان به این مرتبه نرسیدی.» نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
جمله ای از نیتون، البتّه پسرخالم گفت نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
گفت وگو بااینشتین وقتی از اینشتین پرسیدند هیجان انگیزترین بخش نظریه ی شما کدام است؟ جواب
داد:
تفسیرهایی که معاصرانم از نظریه ی من به عمل می آورند. چون با توضیحاتی که دیگران درباره ی نظریه ی من ارائه می دهند خودم هم دیگر نمی توانم آن را بفهمم! ![]() نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
جمله ای از اینشتین تنها علاقه ی من آن است که به جوانان بیاموزم همواره رفاه و سعادت همگان را در نظر
گیرند و در راه آزادی اندیشه ی فردی بکوشند تا ساختن و پرداختن جامعه ی متناسب با
آسایش و حرمت همگان میسر گردد.
![]() نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
ریاضی
چه ۷ هایی در زندگی خود می بینید ؟؟؟؟؟؟؟
قسمت پایین وبلاگ: قسمت پایین کار نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
شعری از حافظ ایمانی نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
جمله ای از لائوتسه یک درخت هر چقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز می شود
و طولانی ترین سفرها با اولین قدم آغاز می شود.
نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
پرستش خدا گر ته دریا باشم یا بر فراز کوه ها تنها تو را می پرستم ای خدای یکتا.
نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
فهمیدن من در ترنم بهار کامکار من پی بردم که حیات زیباست. نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
شعر سعدی ![]() بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
شعر فردوسی بیاموز و بشنو ز هر دانشی که یابی ز هر دانشی رامشی نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
رود مردان بزرگ مانند رودهای بزرگ از بیراهه به راه خود می روند.
نوشته شده توسط کامیار | لینک ثابت | موضوع: |
|
|